تبليغاتX
ترنم
شعر و متون
 دوره گرد

 


یه دوره گردم همیشه کارم فقط گذشتنه

تو دفترای سوت وکور یکی دو خط نوشتنه

 

کارم یه انتظاره و ثانیه ها رو پس زدن

یه دوره گردم که همش کارش شده نفس زدن

 

به هر طرف میرم ولی کسی باهام پا نمیشه

خوب می دونم که عاشقی هیچ جای دنیا نمیشه

 

دفتر سوت و کور من رنگ امیدی نداره

دیگه پر از خط خطیه برگ سفیدی نداره

 

دلم در انتظاره و به هر طرف پر می زنه

تو کوچه های بی کسی به خونه ها سر می زنه

 

یادش به خیر تو بچگی عاشقی معنایی نداشت

فقط یه دنیا داشتم ویه دل که سودایی نداشت

 

یادش به خیر چقدر قشنگ غما رو آتیش می زدیم

با خنده های کودکی به قلب سنگیش می زدیم

 

حالا ببین که روزگار تو بغض سادگی شکست

تموم خنده های من تو بهت سادگی گسست

 

شدم یه دوره گرد و بس با غصه های بی دریغ

با تعنه های  روزگار با این شبای زیر تیغ

 

یه دوره گردم که فقط پی یه یار گم شده است

تو منجلاب گمشده پی نگار گم شده است

 

حس می کنم فقط منم گمشدۀ  جادۀ  تو

یه عابری که دلخوشه به اون دل سادۀ تو

 

دوره می گردم و که آخر خط رسیدم

شدم یه عاشق غریب انگار ته خط رسیدم

 

نمی دونم چرا همه میخوان ترحمم کنن

یه جور تو راه عاشقی میخوان بازم گمم کنن

 

درسته که با رفتنت شکستی قلب صادقو

تو این روزای بی کسی گذاشتی قلب عاشقو

 

اما بدون هر جا باشی منم مسافر دلت

هر جوری تا کنی میشم دوباره عابر دلت


|+| نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 6 اسفند1388  |
 قاب عکس

 


روبه روی قاب خالی گریه کردم بی بهونه

از سر رسم جدایی دل سپردم به زمونه

 

باورش سخته هنوزم که تو رفتی از بر من

حالا من موندم و یک دل که نشوندم توی خونه

 

باورش سخته می دونم عکستم نمونده باقی

توی کلبۀ قدیمی مونده قلبم بی نشونه

 

تو که نیستی من تنها چه جوری آروم بگیرم

پای قاب خالی تو بمونم ، خدا می دونه

 

همیشه حال و هوای موندن  و تو سینه دارم

رفتنت شده حکایت واسه این دل دیوونه

 

قاب عکس خالی توشده یادگار عشقت

یه تسلیه به دردم   مثّ  قصۀ   شبونه

 

تو که رفتی من تنها چشم به راه جاده دادم

دوباره دل و سپردم به دلت چه عاشقونه

 

منم و یه قاب عکسی که داره عطر تن تو

منم و یه دست خالی که برات به آسمونه

 

تویی ویه عشق ساده که پر از راز بزرگه

رو به روت کوه و دریا پره از گل و جوونه

 

آخر حکایت ما غربته تو قصر دنیا

می دونم دلم با قلبت نمیشه شونه به شونه

 

دیگه حرفی بین ما نیست به جز انتظار خالی

به جز این سکوت ممتد که برای دل میخونه


|+| نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 6 اسفند1388  |
 فاصله

غربت و دوری که گذشت فاصله رو کم می کنم

به روی زخم بی کسی چشات و مرحم می کنم

 

خط روی دوری می کشم با تکه چوبای سیاه

به جای مشق انتظار تو رو ستاره ام می کنم

 

به پای تو زندگیمو میدم بدون هیچ حساب

توی کویر زندگیم تو رو بهارم می کنم

 

تو اوج غربت دلمو می سپارمش به دست تو

برای زنده بودنم تو رو بهانه ام می کنم

 

یه روزی ابر تیره رو پس میزنم از تو چشات

اشکای چشم خیستو همه ترانه ام می کنم

 

 

|+| نوشته شده توسط هادی در شنبه 1 اسفند1388  |
 
 
بالا